"رفع مشکلات هسته ای ملت آزاد و غیر همجـنس باز ایران"

همه اش یه دونه تپه نریده تو دنیا باقی گذاشته بود که اونم به مبارکی هفته پیش به مدفوع شجاعانه اش مزیّن شد تا دانشجوهای دانشگاه کلمبیا هم از بو و طعم اون چیزی که سر سفره ملت ایران آورد و هنوزم داره بخار ازش بلند میشه بی نصیب نمونن، تا اندک مسلمونای دو آتیشه حاضر در اونجا هم روزه شونو با این مذاب مقدس افطار کنن؛ هر چند جناب «لی بالینجر» قبل از همه خودشو با انواع اسپری های گندزدا و آنتی بیوتیکهای خفن واکسینه کرد و محیط دانشگاه رو هم که داده بود از یه هفته قبل با د.د.ت و دپونکس ضد عفونی کنن...
مشکل انبوه همجـنس بازای ایران هم که الحمدلله به عنوان صدر مشکلات ملت از زبون نازی بیگلری به استحضار ایشون رسید تا همه ما بفهمیم که طفلک رئیس جمهورمون حتی از وجود همچین افرادی تو مملکت خودش خبر نداشته تا به مسائل و معضلات این عزیزان هم بپردازه و متأسفانه هر چند هم ایشون سعی کرد اسم و آدرس چندتایی از اونا رو که می شناسه به محمود خان ارائه بده (والله منظورم این نیست که مثلاً دوستای نازی خانوم احتمالاً لـزبین تشریف دارن) ولی باز هم رئیس جمهور محبوبمون با ذکاوت دیپلماتیک منحصر به فردش زیر بار قبول این مسأله نرفت که نرفت، چون می دونست که اگه کوچیکترین بندی آب بده فردا صبحش از کلیه طلاب محترم حوزه های علمیه سراسر کشور گرفته تا آیات عظام و علمای اعلام دم در نهاد ریاست جمهوری پهن میشن و حق و حقوق می خوان...
حتی پرده سیاه بک-گراندی که به جهت ایجاد کنتراست با هر گونه هاله نور احتمالی پشت سر حضرت آقا تعبیه شده بود و دوربینهای مجهز به اشعه مادون قرمز که منتظر شکار هر گونه فوتونهای نوری بودن هم این دفعه نتونستن هاله نورانی که سهله، حتی نیم نانومتر امواج نوری از همچین موجود کریهی detect کنن؛ تنها چیزای به درد خوری که بعد از یه هفته آزگار کار و تلاش شبانه روزی آنالیزورهای آزمایشگاههای جنایی F.B.I ، دانشمندان مرکز تحقیقات ناسا، پژوهشگرای کارکشته تشخیص طبی هاروارد و محققین بخش ژنتیک و P.C.R دانشگاه جونز هاپکینز تونستن از اون حواشی به دست بیارن، سه تا دونه شپشک زهار (دوتا نر و یه ماده)، چهار تا کنه گاوی، دو لاخ پشم گوسفند، دوازده تا اسپـرم معیوب و به اندازه دو بند انگشت مف خشک شده چسبیده به تریبون سخنرانی ایشون بود...
مگه میشه این همه راهو تا اون سر دنیا بره و یه سری ونزوئلا به هوگوی عزیزش نزنه، دست نوازش به سر ایتام بولیوی نکشه، واسه کارتن خوابای نیکاراگوئه خونه نسازه، از روی آسمان کوبا که رد میشه یه بوس هوایی واسه فیدل از گور در رفته اش نفرسته، و دست آخر هم تو فرودگاه وطن مورد استقبال کله گنده های کشوری و لشکری قرار نگیره که واسه اش هورا بکشن و سر دست ببرنش؛ حالا اگه گوشت هم شد کیلویی ۸۰۰۰ تومن که اون مقصر نبوده، اصلاً مگه اون موقع ایشون تو ایران بوده که مردمو راهنمایی کنه از کدوم مغازه بخرن کیلویی ۷۹۰۰ تومن؟!
بحران هسته ای هم که ماشالله هزار ماشالله به گفته ایشون تکلیفش روشن شد؛ پرونده اش بسته شد و همه به خوبی و خوشی روی همدیگه رو ماچ کردن و رفتن خونه هاشون؛ این همه تحریم و بلبشو و گرونی و گرفتاری و تهدید نظامی و ... هم همه اش فقط واسه اینه که مردم امتحان بشن و مملکت خودکفا بشه و یه مقداری هم باعث انبساط خاطرمون بشه؛ ملت ما هم که سوار ماشیناشون میشن و با همین چس مثقال بنزین جیره بندی میرن گردش و تفریح و به قول ایشون: "بیخیال این حرفا!" توی پارکها می شینن، کیک زرد و اورانیوم غنی شده می خورن، گـوز هسته ای میدن و تا شعاع پونصد متری دور و برشون حتی اتمهای پسسون و لنگ و پاچه هر موجود مؤنثی که از اون دور و بر گذر می کنه رو آنالیز می کنن و حظ بصر می برن؛ واقعاً هم "بیخیال این حرفا" اند که چه بلایی داره سرشون میاد؛ انحطاط اخلاقی چیه؟ ورشکستگی اقتصادی کدومه؟ اضمحلال فرهنگی کیلویی چنده؟ بچه های ولگرد و خیابونی مگه اصلاً وجود خارجی دارن؟ دخترامون سر از دوبی در میارن که بیارن؛ نابودی پاسارگاد و بقیه آثار تاریخی تمدن ایرانی که دیگه کشکه، سرکوب و فشار و اختناق، اعدام روزانه چند نفر در ملاء عام، تعطیلی روزنامه ها و ... هم که تبلیغات مسموم غربه، برچیدن ماهواره ها، سانسور فیلما و کتابا، فیلتر اینترنت و مسدود کردن سایتا هم که جنجالای خبریه؛ ملت فهیم ما که به گفته رئیس جمهور هسته ای از آزادترین مردم جهانن، مدتهاست که در مقابل این هجمه تبلیغاتی مسموم استکبار جهانی خودشونو با شعارای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل واکسینه کردن، نمازشونو می خونن، روزه هاشونو می گیرن، خمس و زکاتشونو میدن، حجّشونو میرن، (توجه داشته باشین که همه اینا رو در آزادی کامل انجام میدن) واسه پرداختن پول آب و برق تو صفهای منظم می ایستن، نون نیم سوخته و نیم خمیر رو به قیمت مناسب می خرن، به میزان تورم اعتراضی ندارن، از ته مونده سهمیه بنزینشون به نحو احسن استفاده می کنن، واسه عبور از خیابون اول سمت چپشونو نگاه می کنن، (اینا همه مظاهر دموکراسیه) ...
البته یه مقدار کمی ناملایمات جزئی که یه خورده بیشتر از وزوز پشه اعصاب یه تعداد اقلیت مردم (که غالباً به اختلالات عصبی زود رنج گونه دچارند) رو ناراحت کرده، همه و همه اش می دونیم که توطئه استکبار جهانیه؛ و حتی اگه مصائبی که هر روز سرمون میاد خدای نکرده، زبونم لال، روم به دیوار، از قصور سهوی (دقت کنید: نه عمدی) معدودی انگشت شمار کارمندان دون پایه و مدیران جزء (که یه وقتایی فکر نکنین نالایقن، بلکه ممکنه یهویی حواسشون پرت شده باشه) حادث شده (و الا همه ما می دونیم که مدیرای ارشد و وزرا و وکلای مجلس و رئیس جمهور و مصلحت نظام و خبرگان و شورای نگهبان و به قول دوپونت و دوپونط از اونم بالاتر...! با خروس نیت شب و روز دارن با حقوق چندر غاز واسه ارگـاسم دل مردم و سبیل خدا جون می کنن) ، مردم آزاده ایران هیچ کدوم از مشکلات و ناملایماتی رو که روزانه با شتاب بیست برابر از دیروز داره به سر و کولشون اضافه میشه اصلاً به تخـمشون هم نمی گیرن، چرا که تماشای لبخند زرد رئیس جمهور بد لباس، شنیدن موعظه خطیب جمعه گردن کلفت نظر باز، و شرکت در راه پیمایی آنتی امپریالیستی روز قدس پس از نماز، از نون شب و شاش بعد از مقـاربت هم مهمتر، حیاتی تر و واجب تره.


