« Nuclear Sphinx* of IRAN »
چشممان روشن و دلمان شنگول که بالاخره اسم ما هم با صورت نشسته و چرک پرزیدنت پیوند خورد و به لطف و مشیت الهی نام ما نه به خاطر عتیقه بودن صاحبش، بلکه به واسطه ماهیت مرموز و معما گونه آن بیانگر نقش روی جلد کتابی شد که جناب «مئیر جاودانفر» (Meir Javedanfar) در بیوگرافی تحفه ای نوشت که قریب دو سال است همچون بلایی آسمانی از آستین یک بلای بیست و هشت ساله مخوف زمینی بیرون آمده و با چهره کریه و صدای انکرالاصواتش تبدیل به کابوس روز و شب هر ایرانی آزاده و میهن پرست شده و "جاودانفر" هم زرنگی نموده، برای فروش هرچه بیشتر کتابش از آن چاره جسته است.
آری... «محمود صبورچیان» همان موجودی است که پنجاه و یک سال پیش در قریه «ارادان» از توابع گرمسار در استان سمنان وجود منحوسش را به این جهان عرضه کرد و بر پلیدی های بی شمار موجود در این کره خاکی (که از بخت بد غالباً هم در این مملکت کنسانتره شده اند) افزود؛ همان کسی که بعدها در مجامع بین المللی و روزنامه های خبرساز جهان به «احمدی نژاد» معروف شد.
«محمود» قصه ما از همان عنفوان بچگی و زمانی که در کوچه پس کوچه های محله خود توی خاک و خل می لولید به دلیل حاضر جوابی و بی تربیتی زایدالوصف و بی نظیرش مشهور شد؛ او پله های ترقی را چنان به سرعت و دوتا-یکی پیمود که از فرط شتاب و دست پاچگی بارها به شدت به زمین خورد و جسم نحیف و روح سخیفش آسیبهای متعدد و ماندگاری را متحمل گشت و در طی این پروسه به تدریج به همان موجودی تبدیل شد که برای عبور از منافذ بسیار ریز غربیل و الک شورای نگهبان مناسب می نمود.
وی از همان دوران طفولیت به دنده عقب و ترمز انواع وسایل نقلیه موتوری اشتیاق بسیار داشت، آنها را با تردستی خارق العاده ای می ربود و در محلی نامعلوم مدفون می نمود؛
وی چون ارادتمند و پرورش یافته مکتب تمساحی از یزد بود، همواره در مسیر کسب درجات بالاتر مقام و منصب به صورتی خزنده طی طریق می نمود و آنگاه که به مرداب مخوف شهرداری تهران رسید، ناگهان و با جهشی چالاک سر بیرون آورد و ضمن بلعیدن تمامی موجودات اصلاح طلب که در اطراف این برکه مشغول تناول گنداب و غلتیدن در لجنها بودند، خود را به سرعت به دفتر ریاست جمهوری رساند و با مدد از خدای تبارک و تعالایی که مولای هندو تبارش پیوسته از آن یاد می کرد کلنگ و تیشه را برداشت و به جان ریشه ایران و ایرانی افتاد تا تسریع ویرانی مملکت را عهده دار شود، آنچه که اسلافش از قریب سی سال پیش با تف زدن به دستها و برداشتن همین کلنگ آغاز نمودند.
همین طور بر آن شد که آشوب و فتنه را چنان در پهنه گیتی دامن زند که سگ صاحبش را نشناسد، چرا که پیش درآمد ظهور امام زمان محبوبش همانا اپیدمی آشوب و بلوا و هرج و مرج در سراسر جهان وعده داده شده است...
... و اینک آنچه را می خوانید متن مصاحبه ای است از «ابوالهول» وبلاگ نویس با اعجوبه ای به شهرت «ابوالهول هسته ای تهران»:
ابوالهول: سلام...
محمود: "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ بسم الله الرحمن الرحیم؛ اللهم عجّل لولیک...."
(توضیح: به دلیل ضیق وقت و مکان و حوصله، و به روش وزیر ارشاد خود ایشان "جناب سفّاک هرندی" این قسمت را که در خوشبینانه ترین و خلاصه ترین حالت بر پنج دقیقه بالغ می شد سانسور نمودیم. علاقمندان جهت آگاهی از مضمون عبارات عربی حذف شده به دعای فرج امام زمان رجوع نمایند.)
ابوالهول: شما در مصاحبه پیش از انتخاب شدنتان به ریاست جمهوری، گفتید که: مشکل مملکت ما مدل مو و رنگ لباس و نوع پوشش جوانها نیست، دولت باید اقتصاد را سامان بدهد، امنیت جامعه را بهبود ببخشد و .... در حالی که امروز در جامعه خلاف آن را شاهد هستیم؛ مأموران با جوانان به علت نوع پوشش لباس و ظاهر آنها با خشونت برخورد می کنند، اقتصاد و امنیت اجتماعی هم که به گه کشیده شده است...
محمود: متشکرم؛ اتفاقاً سؤال بسیار خوبی کردید. شما ببینید در آمریکا چند هزار زندانی داریم، استکبار جهانی می خواهد ملت ما را از حقوق مسلم خود محروم کند، ولی من اینجا به شما می گویم که قطعنامه های شورای امنیت و سازمان ملل ورق پاره ای بیش نیستند...
ابوالهول: حالا که صحبت از سازمان ملل شد، مگر ایران به عنوان عضوی از این سازمان نباید تعهدات و التزام خود به اجرای قطعنامه های شورای امنیت را محترم شمارد؟
محمود: بحمدالله با پیشرفتهای عظیم ایران در تمام زمینه ها و علی الخصوص انرژی هسته ای من آینده روشنی را در انتظار ملت ایران می بینم که با نابودی کامل رژیم غاصب اسرائیل و محو صهیونیسم از صحنه جهان تکمیل خواهد شد...
ابوالهول: خوب شد خودتان اشاره کردید؛ (داشت یادم می رفت!!!) مگر طبق موازین بین المللی یک کشور می تواند خواستار نابودی کشور دیگری که از اعضای سازمان ملل است باشد؟ آیا همین ایده در کنار تلاشهای ایران برای دستیابی به تکنولوژی غنی سازی اورانیوم بیانگر اهداف نظامی و پیمودن راه رسیدن به بمب هسته ای در جهت استفاده از آن برای نابودی اسرائیل نیست؟
محمود: البته استکبار جهانی تمام تلاش خودش را درجهت جلوگیری از رسیدن ایران به اوج پیشرفت و ترقی به کار بسته است ولی من از همین جا با صدای بلند به این ظالمان می گویم که ملت ما اگر بخواهند می توانند، و اگر توانستند می کنند...
ابوالهول: راجع به کاهش قدرت ایران در منطقه، از جمله تقلیل سهم ایران از منابع و آبهای دریای خزر از ۵۰٪ به کمتر از ۱۳٪ که آنهم به طور کامل استفاده نمی شود، کمرنگ شدن اقتدار ایران در خلیج فارس، نگاه دوباره شیخ نشینهای عربی به جزایر سه گانه، اعطای امتیازات عظیم نفتی و اقتصادی به روسیه و چین، بذل و بخشش های مالی به کشورهای کوبا و ونزوئلا و نیکاراگوئه در حالی که بیش از یک چهارم مردم ایران در زیر خط فقر زندگی می کنند، و همچنین حمایت های بی پایان مالی و نظامی از آشوبگران در لبنان، فلسطین، افغانستان و عراق توضیح بفرمایید؛
محمود: اصولاً دولت وظیفه خودش می داند که برای پیشرفت کشور در همه زمینه ها تلاش کند؛ دولت خدمتگزار همه مردم است؛ ملت هم همیشه پشتیبان دولت بوده است، همه دارند در جهت ظهور آقا امام زمان تلاش می کنند. جهان انشاالله به زودی شاهد گسترش حکومت امام زمان بر همه ملتها خواهد بود...
ابوالهول: بگذریم؛ حالا که سخن از خدمتگزاری دولت شد، در برنامه های آینده خود برای بهبود وضعیت ملت ایران و نجات آنها از این فلاکت و بدبختی چه اقداماتی را مدّ نظر دارید؟
محمود: دولت انشاالله تأمین آب آشامیدنی را در دستور کار قرار خواهد داد، دولت انشاالله فاضلاب را تأمین خواهد کرد، دولت انشاالله یک مجموعه ورزشی مجزّا برای دختر خانمهای مؤمن و عفیف، و یک مجموعه ورزشی مجهز برای آقا پسرهای شجاع و غیرتمند احداث خواهد کرد...!
*کلمه ها و ترکیبهای تازه:
Sphinx : ابوالهول، موجود عجیب، مرد مرموز...


